سه شنبه هفدهم آذر 1388
دنبال دلخوشی بگرد
بیا کمی قدم بزن
کنار نهر آب گوارای دلخوشی
امید رو تجربه کن
یک - دو - سه - صد - هزاران بهونه برا غصه خوردن رو بذار کنار
یه بهونه پیدا کن برا خندیدن
![]()
هان؟!
چی شد؟
حالا داری غصه میخوری که سخته؟
بذار کمکت کنم.
برو جلوی یه آیینه ی قدی
تا جایی که میتونی قیافت رو مچاله کن . یخوردم کج و کولگی چاشنیش کن![]()
ببین چه شکلی میشی![]()
اون وقت آی بخند![]()
به این فکر کن که آخره آخره غصه خوردن آدم رو این شکلی مچاله میکنه دیگه.
این عمل رو روزی سه بار انجام بده. بعد ۴۰ روز نتیجش رو میبینی![]()
صبح قبل از اینکه دست و صورتت رو بشوری(تاکید میکنم قبل از شستن دست و صورت)
بعد از ظهر وقتی ناهارت رو خوردی و گیج خواب شدی
شب قبل شام وقتیکه دیگه کار یک روزت تموم شده و حسابی از حرص پر و پیمونی
دوشنبه شانزدهم آذر 1388
ولایت
شیعه مانند پرنده ایست
دارای دوبال سبز و قرمز
بال سبز فرهنگ مهدویت و انتظار اوست که امیدوارش کرده است
بال قرمز فرهنگ عاشورایی و شهادت طلبی اوست که شکست ناپذیرش کرده
زره ای بر تن دارد که ولایت پذیریه اوست که تسخیر نا پذیرش کرده است
برای از بین بردن این پرنده ابتدا باید زره ولایتش را بزنیم
فوکویاما (یکی از نظریه پردازان صهیونیسم) سال ۱۹۸۶
پنجشنبه دوازدهم آذر 1388
...
این بار برای تو مینویسم ... فقط
هستم...
عید ولایت مبارک![]()
چهارشنبه یازدهم آذر 1388
هستم ولی نیستم
این روزها نیستم
حواست که هست؟؟!!
هستم البته...اما نیستم
یعنی تو باغ نیستم
کوک نیستم
پایه نیستم
بنویس نیستم
نمیخوام دوباره مثل دو مطلب قبلیم بشه
همینجوری بپذیر
"نیستم"
چهارشنبه چهارم آذر 1388
من منم ... من نه منم
دوستان من گیج شدم
من؟
این منی که گفتم کدومم؟
من الان خودمم؟ یا نه اون یکی خودمم؟
همونی که هنوز اینی نشده که منم![]()
![]()
![]()
درسته که دلم تنگ شده برا خودم
خودمه بدون این تغییرات و گذشته زمان
اما...
از خودم که خودمم همین الان هم فراری نیستم
دوست دارم خودم رو ...
به قول شاعر:
"دلبر جانانه من برده دل و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور"
بد نگاه نکنین
حالم خوب نیست یخورده
ایراد نگیرین بهم
گاهی آدم هر چی زور بزنه فکرش رو متمرکز بکنه فاییده نداره
به نظر من اون موقع اس که باید آزاد و رها بکنی عضلات منقبض شده ی مغزت رو
خلاصه که میخواستم بگم
من با خودم کنار اومدم اما با خوده اینی که الان من شدم بیشتر اخت بودم انگار من با من الانم گاهی غریبی میکنم و دلم برا اون یکی منننننننننن...............
ای بابا ولش کن اصلن
دوباره غاطی شد
بی خیال
![]()
سه شنبه سوم آذر 1388
اون یکی خودم
گاه و بی گاه دلم برای خودم تنگ میشه
خودم یعنی همونی که هنوز اینی نشده بود که الان هستم
![]()
منظورم رو که متوجه میشین؟!
شنبه سی ام آبان 1388
نگاه
دخترکی خرابکار غصه دار نگاه غضبناک مادرش!!!
دخترکی گرسنه غصه دار نگاه اشک آلود پدرش!!!
دخترکی با کفشهای پاره غصه دار نگاه تحقیر آمیز دوستش!!!
دخترکی پولدار غصه دار نگاه پر حصرت دوستش!!!
دخترکی یتیم غصه دار نگاه آخر مادرش!!!
دخترکی کور غصه دار نگاه های هرگز ندیده اش!!!
...
...
شما درد نگاه های بالا رو چجوری رتبه بندی میکنین؟
کدوم داغتره؟
کدوم طولانیتره؟
کدوم موندگار تره؟
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388
...ادمه ی آیینه
چه فاییده؟!
وقتی آیینه بغضت رو لبخند نشون میده ... لبخندت رو بغض
جنب و جوشت رو آرامش نشون میده
آرامشت رو اصلا نشون نمیده
حرارتت رو سرما نشون میده
سرما رو بلد نیست نشون بده
تو دستت رو انداختی اون دراز نشون میده
تو پات رو زمین نیست داری پرواز میکنی
فرو رفته تو زمین نشونت میده
یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388
آیینه
یه آیینه میخوام هم قد و هم اندازه و هم وزن و ... خودم
که بتونم منعکس بشم هر جور دلم خواست
سه شنبه نوزدهم آبان 1388
کویری یا دریا؟
کویر ترک خورده هیچ وقت قطره آبی که هنوز به لبهای ترک خوردش نرسیده و بخار شد رو ...
یادش نمیره
هیچ وقت
اما ...
دریا هیچ وقت بارون های شدید و طولانی رو به یادش نمیمونه
فقط روزی یکبار یا دوبار جذر شدن آبش همه ی غصشه