تبليغاتX
ربط دار

دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385

برای دوستان عزیز و خوبم

 

عزیزان سلام

از لطف همتون سپاس گذارم

سال نو مبارک

خوب و خوش و سلامت و موفق و پیروز باشین

من فردا انشا الله عازم هستم

لحظه سال تحویل ما رو هم فراموش نکنین

التماس دعا

یا حق

نوشته شده توسط هیبت در 18:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385

دنیای زهرا 8

 

بابام میخواد بره سفر

اونم یه سفر طولانی

اونم عید نوروز

ما هر سال میرفتیم با هم جاهای خوش آب و هوا

اما امسال باید بدون بابا تهران بمونیم

۱۲ تا باید شب بشه صبح بشه تا بیاد

تازه ماهارو هم نمیبره

بهش گفتم منم میخوام بیام

بوسم کرد و گفت : باباجون نمیتونم. اونجا همش باید کار کنم

بهش گفتم مگه کجا میخوای بری؟

گفت: جنوب مناطق جنگی . باید برم فیلم بسازم

راستی مناطق جنگی کجاست؟

بابا میگه همش پر خاک و خل


توجه توجه

احتمالا تا ۱۰ الی ۱۲ روز میتونین نفس راحت بکشین

نیستم که پست بزنم

خوداییش زهرا و مامانش سرویسم کردن .

البته حق هم دارن

خودم میدونم

به امید دیدار

راستی پست قبلیم توضیح داره که بعد از سفر میگم

فعلا

یا حق

 

نوشته شده توسط هیبت در 18:45 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم اسفند 1385

دق ...1

 

به قیمت مستی و پیمانه

به بزرگی هستی خاک

به تلخی مردن خاموش

یاد تو فراموش

جان بنده به غنچه ی زنده در پشت زمین

بار گران و بی یاوری و دست گیری ... همین

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط هیبت در 15:25 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

بای بای

 

دوستان من دارم میرم سفر

احتمالا تا چهار پنج روز وبلاگ به روز نمی شه

انشا الله به پا بوسی امام رضا (ع) می رم

اگر قابل باشم دعا گوی همه عزیزان هستم

یا علی

نوشته شده توسط هیبت در 20:41 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

دنیای زهرا7

 

این بابای من چند وقته همش عشقولانه حرف زده

خودشم آخر نفهمید چی گفت

دختر به این خشگلی داره

هی حرف میزنه

بابا عکسای منو بنداز اینجا

وبلاگت وقتی خوشگله که عکس من توش باشه

فیگورارو حال میکنین؟

نوشته شده توسط هیبت در 9:38 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم اسفند 1385

دوست داشتن محکم

 

...ادامه...

همه میگن عشق نمیشه تعریف کرد

از هر کی پرسیدم

هرچی پست زدم

کسی عشق تعریف نمی کنه

سعی کردم ذهنییتمو راجع به عشق بنویسم

سعی کردم تعریفش کنم

ولی دوستان و عزیزان اومدن هر کدوم یه اشکال و ایراد گرفتند

ولی عشق و تعریف نکردند

عزیزی گفت اینایی که تو میگی دوست داشتن

عزیزی گفت اینایی که میگی تعلق

عزیزانی گفتند عشق فقط یه دونست

پس تعریف از عشق دارند که تعریف من با اون مقایرت داره

چه تعریفی؟

چه چیزی هست که باعث تعلق میشه؟

تفاوت عشق و دوست داشتن چیه؟

به نظر من عشق دوست داشتن محکمه

عاشق چه کسی است؟

آیا عشق یعنی همسر؟

آیا عشق یعنی دوست نا همجنس؟

آیا عشق یعنی کسی که دوستش داری و نمی تونی بهش برسی؟

آیا عشق یعنی غم؟

آیا عشق یعنی ...؟

به نظر من میتونه اینها هم باشه

ولی فقط اینها نه نه نه

 ادمه؟(تا چی پیش بیاد)...


 توجه:

این سفره ما اینقدر قرار بود جالب بشه که کنسلش کردن

قرار بود با یه پسر اسپانیایی دوتایی بریم مشهد

در حالی که نه اون زبون منو بلد بود نه من زبون اونو

این خودش قصه ای بود که نوشته نشده پاک شد

 

نوشته شده توسط هیبت در 23:34 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم اسفند 1385

من و ...

...ادامه...

اگر ببینم ... مریض شده دغ میکونم

اگر غم تو چهره ... ببینم دغ میکنم

صدای ... که میشنوم دیوونه میشم

اسم ... که میارم یا میشنوم مست میشم

حاضرم اعضای بدنمو دونه دونه بدم ولی ... صحیح و سالم باشه

حاضرم بمیرم داغ ... نبینم

و و و

آیا من عاشق ... هستم

با تعریفی که من از عشق دارم هستم

 

 

 

 

 

 

نشستم فکر کردم به جای سه نقطه ها هر چی حساب کردم نتونستم فقط یه اسم بذارم

همسرم

دخترم

مادرم

خواهرم

و پنج شیشتای دیگه

نه نه نه بیشتر از پنج شیشتا

آیا عشق فقط یکیه؟

نسبت من با اینا چیه؟

عشقه؟

شما چنتا میتونی برای سه نقطه ها جایگزین پیدا کنی

احتمالا بازم ادامه دارد...


توجه:

من دارم یه سفر میرم

احتمالا تا سه چاهار روز نیستم

برای همین دوتا پست زدم

به پست زیری کم لطفی نکنین

 

در ضمن اینجوری که حدس میزنم این سفرم باید جالب باشه

پس احتمالا میخوام سفر ناممو اگر جالب بود اینجا بزنم

فعلا بای

نوشته شده توسط هیبت در 19:40 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم اسفند 1385

عاشق...

 

... ادامه...

عاشق به کسی میگن که:

درد معشوقش اونو داغون کنه

غم چهره معشوقش اونو نابود کنه

صدای معشوقش اونو مجنون کنه

اسم معشوقش اونو مدهوش کنه

مرگ معشوقش اونو مدفون کنه

ادامه دارد...

نوشته شده توسط هیبت در 19:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه پنجم اسفند 1385

درگاه ورودی عشق ...

 

...ادامه...

شاید یک نسیم...

شاید یک نگاه...

شاید یک صدا...

شاید یک شناخت...

شاید یک تصور...

شاید یک فکر...

شاید همه گزینه ها

شاید هیچ کدام

...

اصلا عشق وارد میشه؟

عشق صادر میشه...

ادامه دارد...

 

نوشته شده توسط هیبت در 13:20 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم اسفند 1385

عاشق ...

...ادامه...

کسی که از درد معشوقش بمیره

کسی که از غصه دل معشوقش بمیره

 

کسی که از فکر معشوقش بی خواب شه

 

کسی که با اسم معشوقش مست شه

 

کسی که با نگاه معشوقش ذوب شه

 

کسی که تیغ رو تو چشم خودش ببینه ولی تو دست معشوقش نبینه

 

کسی که ...

 

بقیشو تو بگو

 

ادامه دارد ...

 

نوشته شده توسط هیبت در 21:15 |  لینک ثابت   •