تبليغاتX
ربط دار

سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386

خاطره ترس

 

تا حالا هیچ وقت اینقدر نترسیده بودم

یه سفارش عکاسی

ا...ز.ز ززز ی ی ..ی یه  س س ..س سس سگ

او   ... اوو نم ای .. این سگ

 

چشمتون روز بد نبینه

این آقا سگه از دوربین و فلاش دوربین

نمیدونم ترسیده بود یا بدش اومده بود

مگه میتونستن نگهش دارن

هر یه عکسی که مینداختم ۶ متر میپریدم عقب

بعدشم که فرار کردم تو زیر زمین از لای نرده ها ازش عکس گرفتم

ولی خداییش خیلی وحشتناک بود

پارس کردناش هنوز تو مخم میپیچه

 

نوشته شده توسط هیبت در 23:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

از این سایت و اون سایت

 

Shrek واقعا کيه؟!!!

 

فيلم شرک رو حتما ديدين ..اون غول سبز مهربون(!!!)آيا تا حالا به اين فکر کرده بودين که
خلق اين هيبت و قيافه آيا تخيلي بوده يا واقعي؟؟بد نيست بدونين شخصي با اين مشخصات ظاهري وجود داشته و خلق قيافه شرک با الهام از ظاهر اين آقا بوده...
ماوريک تيلت که در سال  1903 به دنيا اومده و در سال 1954 هم از دنيا رفته...
يه کشتي گير حرفه اي بود..اونم در نخستين سال هايي که ورزش به عنوان يک سرگرمي نيز شناخته شده بود.
او متولد فرانسه.بسيار باهوش و به چهارده زبان دنيا مي توانسته صحبت کنه..به شعر و تجارت هم علاقه بسيار داشته...
در دهه بيستم زندگيش گرفتار بيماري نادر آکرو مگالي شد که باعث رشد ناهنجار استخوان هايش شد و کل اندامش را در بر گرفت که برايش رنج و عداب زيادي به همراه داشت و مورد بي مهري مردم  قرار گرفت به طوري که مجبور به ترک محل زندگيش که بسيار به اونجا علاقه داشت .گرديد.
 
Maurice Tillet Real life Shrek

Maurice Tillet ( 1903?- August 4, 1954 ) was a professional wrestler in the early years of the entertainment- sport. Born in France, he was highly intelligent and could speak 14 languages. He was also a keen poet and was hoping to get into the acting business.

In his twenties, he developed acromegaly, a rare disease that causes bones to grow wildly and uncontrollably. Soon his whole body was disfigured as a result. This led to much pain for Tillet as this gentle man was being called names, berated and forced to flee the place he loved so much.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فکرميکنين  ظاهر پرنسس فيونا از روي چه شخصيتي طراحي شده؟؟؟
نوشته شده توسط هیبت در 13:47 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386

دنیای زهرا (فکر کنم) 9

 

... : زهرا؟ بابات مُرد

زهرا: ایول تیریپ مشکی

نوشته شده توسط هیبت در 18:26 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386

ببین و نپرس 1

 

نوشته شده توسط هیبت در 0:25 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم فروردین 1386

در و دیوار

 

اگر مجبور باشی از یه جنگل مخوف رد بشی

مسیر طولانی باشه

یه اسلحه سنگین در اختیارت بذارن

و میدونی حمل این اسلحه خیلی سخته

ترجیح میدی اسلحرو نبری و راحت مسیرو بری ؟

یا سختیه حمل اسلحه رو به جون میخری؟

فکر کن....

مشابه این مثال تو زندگیهامون زیاده

فقط باید متوجه خطر بود

تا با جون و دل اسلحه رو حمل کنیم

مثالی اگر به ذهنت خورد حتما بگو

خوشحال میشم و ممنون

بقیه هم استفاده می کنن

منتظرم

 

نوشته شده توسط هیبت در 0:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم فروردین 1386

سیزده به سبزه گره زدن

 

سیزده به در

دوازده به کجا؟

لابد دیوار

یازده هم به پنجره

بگذریم

یه رسم سیزده به درو خوشم میاد

دختر پسرای مجرد سبزه گره میزنن

البته دخترا چون خجالتین معمولا یواشکی گره میزنن

البته خودشون میگن از روی خجالت

ولی گولشونو نخورین از روی غرور الکیه

میخوان بگن ما شوهر نمی خوایم همینجوری راحتیم

ولی پسرا از اونجایی که صاف ساده تر از دخترا هستند عموما نه تنها علنی سبزه گره میزنن به زبون هم میارن

آخی نازی

چه با حال

من چون خیلی خوشم میاد هر سال خودمم سبزه گره میزنم

اونم یدونه یدونه نه مشت مشت

کسی شکایتی داره؟

به هر حال من برای همه دختر پسرای مجرد آرزو می کنم همسرای خوب و باب دندونشون گیرشون بیاد

آمین

یه نصیحت و توصیه به اونایی که به ظاهر چشم دیدن جنس مخالفشونو ندارن و با دست پس میزنن و با پا پیش میکشن.

دست وردارین می ترشیناااااااااا

فرقی نمیکنه چه پسر چه دختر

می ترشینااااااااااا

یه موقعی پشیمون میشین که گیساتون سفید شده

بعد اون وقت دیگه به گوژ پشت ناتردام هم رضایت میدین

از ما گفتن

سبزه یادتون نره گره بزنین

البته من به نیابت از همتون و خودمگره میزنم

 

نوشته شده توسط هیبت در 20:22 |  لینک ثابت   • 

جمعه دهم فروردین 1386

سفر نوروز 2

 

...ادامه

یک درس

وجب به وجب خاک ایران ، ناموس ماست

نفر به نفر مردم ایران با هر دین و مذهبی و در هر کجای دنیا ، ناموس ما هستند

کلمه به کلمه قرآن ما دین ما مذهب ما ، ناموس ماست

برای ناموس ...

باید از جون مایه گذاشت

باید خون داد

باید جنگید

باید گذشت ...

          از کار

          از زندگی

          از زن

          از بچه

          از مادر

          و ...

این آئین ماست

      دین ماست

      مذهب ماست

ادامه دارد...

نوشته شده توسط هیبت در 17:1 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم فروردین 1386

سفر نوروزی 1

 

بعد از ۱۰ روز سلام

سلام به دوستان حقیقی دنیای مجازی

سلام به همه دوستان ایرانی و ایران دوست

سلام به همه دوستان مسلمان و اسلام دوست

من اومدم ولی هنوز حال و هوای اونجارو دارم

سکوت میکنم

تعریفی نمی کنم

چون حس رو نمی شه تعریف کرد

باید دید

باید لمس کرد

باید با جان و دل درک کرد

فقط پیشنهاد میکنم

پیشنهاد میکنم یه سر برید ببینید

راجع بهش از هیشکی نظر نخواین

فقط برید ببینید چه خبره

کجا؟

شلمچه

طلائیه

اروندکنار

هویزه

دهلاویه

فکه

و...

شاید بعضی ها رفتن

و اونا قطعا میدونن من چی میگم

ادامه دارد ...

 

نوشته شده توسط هیبت در 12:22 |  لینک ثابت   •