چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
به مناسبت خرید شب عید
روزگاري بود دخترکي تمام دنياي کفش بود - از وقتی کفش رو خرید
اما بعد از مدتي غريبي و تنهاييه کفش - از وقتی کفش رو دور انداخت
حالا کفش شده همه ي دنياي دخترکي ديگر - از وقتی کفش رو پیدا کرد
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
موج و صخره
نبرد
بین موج و صخره
استحکام صخره
پشتکار موج
آب الگوی زلالی و لطافت
سنگ الگوی استقامت
حمله های پی در پی موج
خم به ابرو نیاوردن صخره
اما...
آب لطیف حریف سنگ سخت میشود
صخره هیچ گاه بروز نمی دهد
ذره ذره خورد شدنش را
موج باشیم یا صخره؟!
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386
86 پر
چند روزی نمونده
دیگه هم بر نمی گرده
خیالت راحت باشه از خاطرات تلخ امسال که رفت
حرص خاطرات شیرین رو هم نخور که بر نمی گرده
رفت
تموم شد
مثل همون مرواریده که وقتی از صدف بیاد بیرون رفته دیگه
کسی با هیجان نگاهش نمیکنه
چه تو ویترین باشه چه گردن دخترکی بازی گوش
قیمت داره آقاجون
باید بدونی که n تومن باید پول بدی تا بخریش
گذشته رو هم میشه خرید
اما هزینش سنگینه
خیلی سنگین
اونقدر سنگین که معمولا همه پشیمون میشن از خریدنش
تو خاطرات تلخ ۸۶ رو چند حاضری بخری؟
خاطرات شیرینش رو چند میفروشی؟
کلاغ پر
گنجیشک پر
۸۶ پر
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
مروارید
سلام منتظری ببینی چی میگم؟
گفتنی زیاده
از کجا باید شروع کنم؟
می خوای از دریا برات بگم؟ ای دریا؟
یا میخوای از کوه برات بگم؟ ای کوه؟
یا از گل زیبا و خوش بو بگم؟ ای گل؟
ولی نه
از مروارید میگم
مرواریدی درخشان
در آغوش صدفی محکم
مرواریدی که هیچ چشمی تا حالا ندیدش
اگر هم داخل صدف رو دیده
چشماش رو خاک گرفته بوده
مروارید رو ندیده
یا شاید مروارید ندیده
دیدن مروارید لیاقت میخواد
باید چشمها قابلیت داشته باشه
چقدر زیبا
چقدر دلنشین
من لیاقت داشتم؟
دارم؟
نمی دونم
خوشحالم
افتخار میکنم
باز هم خواهم گفت
از مروارید
از صدف
از ارزشمند بودن مروارید داخل صدف
از کم ارزش بودن مروارید بدون صدف
از بی ارزش بودن صدف بدون مروارید
دنبال ربطش میگردی؟
یادت نره من بی ربطم
اینجا هم کلبه ی من ربط داره
![]()
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386
پرواز
پشه ه عمری از یک میلیمتری دیوار نگاه کرده
اما هر وقت بخواد
پر میزنه و پرواز میکنه
ما با این همه ادعا و بلند پروازی هامون
با ندیدن دیوارهای جلومون
هیچ وقت بخودمون پرواز ندیدیم
چرا؟!
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
خونه تکونی
کلی آشغال جمع شده بود
مدل به مدل
از پوست میوه و میوه گندیده و غذای فاسد شده تا پنپرز (پوشک پیشرفته) علی و اسباب بازی شکسته های زهرا
پیش خودم گفتم کاش میتونستم
یه شب هم زباله های درون خودمو بیرون بریزم
یه خونه تکونیه حسابی
اشغال پاشغالارو جمع کنم و بریزم بیرون
اما خیلی سخت شده
این خونه تکونی مرد میخواد
قوی و پر انرژی
باید خودمو تقویت کنم
پاشم برم یه معجون درست کنم بخورم
فعلا بای
ما رفتیم خود سازی.
![]()
شنبه چهارم اسفند 1386
هنر نمایی
بالا میری
پایین میای
اوج میگیری
غرق میشی
رشد میکنی
دفن میشی
سراسر بازی
آزمون
امتحان
هنر نمایی تو در این بازی مهمه
خوب بازی کن
بدون در مقابل هر مرحله باید چه کنی
برنده ترین هنرمندترینه
خدا هنرمندها رو دوست داره
هنر بالا تر امتیاز بالاتر
