تبليغاتX
ربط دار

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

به مناسبت خرید شب عید

 

روزگاري بود دخترکي تمام دنياي کفش بود - از وقتی کفش رو خرید

اما بعد از مدتي غريبي و تنهاييه کفش - از وقتی کفش رو دور انداخت

حالا کفش شده همه ي دنياي دخترکي ديگر - از وقتی کفش رو پیدا کرد

نوشته شده توسط هیبت در 3:2 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

موج و صخره

 

نبرد

بین موج و صخره

استحکام صخره

پشتکار موج

آب الگوی زلالی و لطافت

سنگ الگوی استقامت

حمله های پی در پی موج

خم به ابرو نیاوردن صخره

اما...

آب لطیف حریف سنگ سخت میشود

صخره هیچ گاه بروز نمی دهد

ذره ذره خورد شدنش را

 

موج باشیم یا صخره؟!

نوشته شده توسط هیبت در 0:18 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

86 پر

۸۶ رفت

چند روزی نمونده

دیگه هم بر نمی گرده

خیالت راحت باشه از خاطرات تلخ امسال که رفت

حرص خاطرات شیرین رو هم نخور که بر نمی گرده

رفت

تموم شد

مثل همون مرواریده که وقتی از صدف بیاد بیرون رفته دیگه

کسی با هیجان نگاهش نمیکنه

چه تو ویترین باشه چه گردن دخترکی بازی گوش

قیمت داره آقاجون

باید بدونی که n تومن باید پول بدی تا بخریش

گذشته رو هم میشه خرید

اما هزینش سنگینه

خیلی سنگین

اونقدر سنگین که معمولا همه پشیمون میشن از خریدنش

تو خاطرات تلخ ۸۶ رو چند حاضری بخری؟

خاطرات شیرینش رو چند میفروشی؟

کلاغ پر

گنجیشک پر

۸۶ پر

نوشته شده توسط هیبت در 18:48 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

مروارید

آهای فلانی

 سلام منتظری ببینی چی میگم؟

گفتنی زیاده

از کجا باید شروع کنم؟

می خوای از دریا برات بگم؟ ای دریا؟

یا میخوای از کوه برات بگم؟ ای کوه؟

 یا از گل زیبا و خوش بو بگم؟ ای گل؟

ولی نه

 از مروارید میگم

مرواریدی درخشان

 در آغوش صدفی محکم

مرواریدی که هیچ چشمی تا حالا ندیدش

اگر هم داخل صدف رو دیده

چشماش رو خاک گرفته بوده

مروارید رو ندیده

یا شاید مروارید ندیده

دیدن مروارید لیاقت میخواد

باید چشمها قابلیت داشته باشه

چقدر زیبا

چقدر دلنشین

من لیاقت داشتم؟

دارم؟

نمی دونم

خوشحالم

افتخار میکنم

باز هم خواهم گفت

از مروارید

از صدف

از ارزشمند بودن مروارید داخل صدف

از کم ارزش بودن مروارید بدون صدف

از بی ارزش بودن صدف بدون مروارید

 

دنبال ربطش میگردی؟

یادت نره من بی ربطم

اینجا هم کلبه ی من ربط داره

نوشته شده توسط هیبت در 8:55 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

پرواز

 

پشه ه  عمری از یک میلیمتری دیوار نگاه کرده

اما هر وقت بخواد

پر میزنه و پرواز میکنه

ما با این همه ادعا و بلند پروازی هامون

با ندیدن دیوارهای جلومون

هیچ وقت بخودمون پرواز ندیدیم

چرا؟!

 

نوشته شده توسط هیبت در 23:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

خونه تکونی

الانی داشتم زباله هارو میذاشتم دم در

کلی آشغال جمع شده بود

مدل به مدل

از پوست میوه و میوه گندیده و غذای فاسد شده تا پنپرز (پوشک پیشرفته) علی و اسباب بازی شکسته های زهرا

پیش خودم گفتم کاش میتونستم

یه شب هم زباله های درون خودمو بیرون بریزم

یه خونه تکونیه حسابی

اشغال پاشغالارو جمع کنم و بریزم بیرون

اما خیلی سخت شده

این خونه تکونی مرد میخواد

قوی و پر انرژی

باید خودمو تقویت کنم

پاشم برم یه معجون درست کنم بخورم

فعلا بای

ما رفتیم خود سازی.

 

نوشته شده توسط هیبت در 0:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم اسفند 1386

هنر نمایی

 

بالا میری

پایین میای

اوج میگیری

غرق میشی

رشد میکنی

دفن میشی

سراسر بازی

آزمون

امتحان

هنر نمایی تو در این بازی مهمه

خوب بازی کن

بدون در مقابل هر مرحله باید چه کنی

برنده ترین هنرمندترینه

خدا هنرمندها رو دوست داره

هنر بالا تر امتیاز بالاتر

 

نوشته شده توسط هیبت در 20:8 |  لینک ثابت   •