سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387
بنده نوازی
![]()
بابا این نفس که اون نفس نیست
خدا بخواد من نفس بکشم میکشم
حتی اگر همه ی عالم نخوان
خدا نخواد من نفس بکشم نمیکشم
حتی اگر همه ی عالم بخوان
حالا کدوم نفس کشیدنه که بعضی ها بهش حساسیت دارند بماند
...
![]()
یکی لوتی صفتی میاد پیش عارفی
میگه خدا با من قهر کرده
چیکار کنم؟
عارف میگه چطور؟
لوتی میگه : من دست به سنگ میزنم طلا میشه
تو زندگیم هیچ مشکلی برام پیش نمیاد
خلاصه راحت نفس میکشم
معلومه که خدا رهام کرده
نه امتحانی
نه گوش مالی ای
عارف حسرت عرفان لوتی رو میخوره
...
اصلا هیچ تا حالا دقت کردی؟
سخت ترین امتحانات و مشکلات برای بهترین بنده های خدا پیش اومده؟
نمونه میخوای؟
حضرت علی و در و دیوار و آتش و میخ و سینه ی همسر
حضرت علی و شجاعت و پهلوانی و دست بسته و سکوت و سیلی به صورت همسر
حضرت زینب و کربلا و اسارت وسر بریده و سه ساله ی برادر
باز این تکه شعر که تا حالا چندین بار تو وبلاگم زدم:
زیر شمشیر غمت رقص کنان خواهم رفت
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
نفس بی نفس
چند روزیست نفسم رفته
زندما
اما نه دمی هست نه باز دمی
آخه میترسم نفس بکشم هوا رو آلوده کنم
به دم و باز دم من بعضی ها حساسیت دارن
قلبشون میگیره
نفسی نیست
نه دمی نه باز دمی
آسوده باشید
البته فعلا
![]()
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
خود ن خودی
این روزها دست بزن پیدا کردم
خود زنی میکنم
.
بدجنس شدم
خدمو گول میزنم
.
مهربون شدم
دست سره خودم میکشم
.
غمخوار شدم
خودمو دلداری میدم
.
عابد شدم
خودمو عبادت میکنم
.
لات شدم
برا خودم چاقو میکشم
.
.
.
![]()
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387
کور رنگی
اون رنگی که من می بینم تو نمیبینی
سبز من - آبی من - قرمز من
با سبز و آبی و قرمز تو فرق داره
ولی خب
اسم اون رنگ رو گذاشتیم سبز و آبی و قرمز
ولی از کجا معلوم ؟
شاید سبز من به چشم تو آبی باشه!!!!!!
جمعه ششم اردیبهشت 1387
با آرزو یا بی آرزو؟
اگر یه روزی به همه ی آرزوهام برسم
دیگه به چه امیدی زندگی کنم؟
اون موقع دیگه گذر زمان بدترین چیزه
ایشا الله خدا هیچ وقت آرزو و امید رو از آدم نگیره
کی میخواد که آرزو نداشته باشه؟

